June 2010
4 posts
عبید زاکانی
– قزوینی خر گم كرده بود، گرد شهر میگشت و شكر میكرد. گفتند: شكر چرا میكنی؟
گفت: از بهر آن كه من بر خر ننشسته بودم وگرنه من نیز امروز چهار روز بودی كه گم شده بودمی
جرج آلن
– اگر کسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته میمانند، میشکنند
December 2009
2 posts
نیما یوشیج
– من دلم سخت گرفته است از این میهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک
October 2009
2 posts
3 tags
حسین پناهی
– خوشا به حالتان که می توانید گریه کنید بخندید
همین است
برای زندگی بیهوده دنبال معنای دیگری نگردید
September 2009
13 posts
سهراب سپهری
– چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب اسب در حسرت خوابیدن گاریچی مرد گاریچی در حسرت مرگ
علی شریعتی
– همیشه حرفهایست برای گفتن و حرفهایست برای نگفتن و ارزش هر انسان به اندازه حرفهایست که برای نگفتن دارد حرفهایی اهورایی و برامده از دل - هبوط در کویر
3 tags
حزین لاهیجی
امشب صدای تیشه از بیستون نیامد ..::::.. شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد
م.مست
– زندگی ما تراژدی محض بود، ولی ما کمدی جلوش میکردیم
پخش آنلاین دعای جوشن کبیر →
خیلی قشنگ بود، خیلی ! من لذت بردم، لینکش رو گذاشتم اینجا تا شایید شما هم خوشتون اومد و حال کردید :) التماس دعا
بابا غلام همت آبادی
– كوک ساز باید طوری باشد كه دل نوازندهاش را بلرزاند و كوک زمانی اين چنین میشود كه با ساز دل هم كوک باشد
شیخ ابوسعید ابوالخیر
– عارف
رندی نزد ابو سعید ابولخیر آمد و گفت :
يا شیخ عارفی دیدم تز فرط عرفان به آسمان پر میگشود
شیخ گفت: مگسی باشد
رند گفت: دیگری دیدم بر آب میرفت
گفت: خسی باشد
رند ادامه داد: آن یكی دیدم آنی این جا و آنی دیگر در دیگر سو
شیخ گفت: نفس بادی باشد
رند بر آشفت و گفت: یا شیخ عارف كیست...
August 2009
2 posts
نیل سایمون
– حالا دیگر اندیشه مرگ بخشی از زندگیام شده، هر روز ستون مجالس ترحیم را میخوانم تا با ندیدن اسم خود در فهرست متوفیات احساس مسرت کنم
فیودور داستایوسکی
– آدمی هر چقدر هوشمندتر باشد، افسردگی و بطالتش بیشتر است
July 2009
8 posts
مارتین لوتر کینگ
– تا زمانیکه انسانهای ستمکشیده نتوانند مهر دشمنان خود را به دل گیرند، نژادپرستی هیچگاه ریشهکن نخواهد شد. قدرت دوستداشتن/ ۱۹۶۳ میلادی
جورج اورول
– در روزگاری که دروغ یک واقعیت عمومی است، به زبان آوردن حقیقت یک اقدام انقلابی است
دکتر شریعتی
– نه، من هرگز نمینالم؛
قرنها نالیدن بس است؛
میخواهم فریاد کنم؛
اگر نتوانستم، سکوت میکنم؛
خاموش مردن بهتر از نالیدن است
June 2009
1 post
May 2009
5 posts
April 2009
8 posts
فریدریش نیچه
– اولاً: هیچ پدیدهای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر میکنیم. ثانیا ً: بدترین خوانندگان کتاب آنانیاند که چون «سربازان غارتگر» عمل میکنند، یعنی از هر جا که دستشان برسد تکهای بر میدارند. ثالثا ً: خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز. رابعا ً:...
March 2009
7 posts